@کاه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کاه ... پوست حيوانات با کاه و غيره کاه پوش کردن کاه گل کن کاه اندود کردن کاه و پوشال و مواد ... کاه و پيزر مخصوص اندود ... آب زير کاه انبار کاه انبار کاه و جو و کنف و غيره توده کاه توده يونجه يا کاه ... آشغال و کاه را بوجارى ... ... پوست حيوانات با کاه و غيره يک پر کاه