@کاهش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کاهش کاهش پله اى کاهش بها کاهش تدريجى کاهش تورم کاهش دادن کاهش دادن فعاليت شيميايى ... کاهش دهنده کاهش رنگ دانه در پوست و غيره کاهش سرعت کاهش شهوت کاهش فعاليت کاهش قيمت کاهش ورم کاهش ياب کاهش يافتن کاهش يافته ... عضوى به وسيله کاهش رويش و تکثير ... تدريجا کاهش يافتن رو به کاهش گذاشتن عامل کاهش دهنده فعاليت بدنى ميزان کاهش