@کتان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کتان پارچه کتان پارچه کتان نازک پارچه نخ و کتان پس مانده الياف کتان يا شاهدانه کتان را آماده کردن کتان زن کتان صحرايى کتان وحشى کتان يا چيت راه راه شطرنجى کتان يا کنف هندى الياف کتان بذر کتان درخت کتان دسته يا بسته کتان و کنف رنگ کتان شسته نشده شاخه درخت کتان ... کردن ليف هاى کتان و ابريشم ليف کتان مربوط به يا مثل کتان مرغ کتان ... نخ يا پشم و کتان زبر