@کثافت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کثافت پر آشغال يا کثافت کثافت کارى کثافت خوار کثافت زى کثافت و آشغال بيرون انداخته به کثافت توده کثافت جانور کثافت خور درهم و برهمى و کثافت لجن و کثافت وابسته به فضله و کثافت