@کرانه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کرانه کرانه پاسدار کرانه اى کرانه دريا کرانه رود کرانه زى کرانه ماسه خط کرانه دور از کرانه شن کرانه دريا مرغ پا قرمز کرانه زى نزديک کرانه وابسته به مرغان کرانه زى