@کربن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کربن کربن دار آلياژ آهن و کربن با کربن ترکيب کردن به صورت کربن درآوردن ترکيب با کربن ترکيبات خنثى کربن و اکسيژن ... حاصل از کربن هيدرو کربن اشباع نشده هيدرو کربن صمغ گياهى ... ... کردن اکسيد دو کربن به دست مى ...