@کرده@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کرده پاک کرده پف کرده پيش خود تحصيل کرده ... با گل اخرى رنگ کرده ... شانه حمل کرده و چيزهايى ... ... گوساله سرخ کرده در روغن ... گوشت خرد کرده مخلوط با ... گوشت خرد کرده و نمک زده ... گوشت سرخ کرده گياه خشک کرده گياه شکوفه کرده کار خود کرده کاملاً رشد کرده کرده ها کره آب کرده کره آب کرده و آميخته با آرد کسب کرده ... بار قانونا تخلف کرده است کوزه کرده ... نيروى دريايى کار کرده باشد آدم اصلاح کرده آرام کرده آغاز کرده ... زمين را گود کرده و تخم مى ... آماس کرده واژه هاى شامل کرده ـ (115) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}