@کرده@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کرده شروز کرده شروز به فساد کرده شير چرخ کرده صاف کرده ... ساختمانى تکيه کرده و آن ... طبقه تحصيل کرده طلوز کرده ... قاب تهيه کرده پهلوى يکديگر ... عروسى کرده غش کرده غلامى که در معابد خدمت مى کرده فرش کرده فيله ماهى سرخ کرده قسمت پف کرده جامه زنانه قطعه گوشت کباب کرده قوز کرده ... جديد نيز استفاده کرده مخالفت کرده با مرغ تازه تخم کرده مرغ دلمه کرده ... خود محفوظ کرده ولى براى ... مشاهده کرده ... در آن کار مى کرده اند موى وز کرده ميان چيزى گير کرده واژه هاى شامل کرده ـ (115) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}