@کرم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کرم پرورش کرم ابريشم پرورش دهنده کرم ابريشم پهن کرم پيشوندى است به معنى کرم پيله کرم ابريشم ... کن نرم و کرم رنگى که در ... کرم پروانه کرم پنير کرم پهن کرم پيله کرم پيوک کرم گرفته کرم گندم کرم گوشت خوک کرم کتاب کرم کدو کرم کش کرم کوچک انگل گندم و علوفه کرم کور کرم ابريشم کرم ابريشم شرقى کرم ابريشم ناجور کرم بيد کرم حشره کرم حشره گوشتخوار واژه هاى شامل کرم ـ (99) : 1 , 2 , 3 , 4