@کرم@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کرم داراى کرم کدو گوشت داروى ضد کرم دافع کرم حشره دافع کرم روده داورى ضد کرم دواى ضد کرم ... کمرنگ يا کرم نزديک رنگ ... شبيه کرم صاحب کرم ... با ويسکى ايرلندى و کرم ماده کرم کش مربوط بداروى ضد کرم مربوط به کرم مربوط به کرم انگل گوشت خوک مربوط به کرم حشره يا نوزاد حشره ... در اطراف کرم هاى بيمارى ... ناخوشى کرم نوعى کرم چهار پاى کوچک نوعى کرم ابريشم نوعى کرم جهاز هاضمه نوعى کرم درخت نوعى کرم روده وابسته به پرورش کرم ابريشم ... يواش و کرم وار بيهوده ... واژه هاى شامل کرم ـ (99) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}