@کرک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کرک پوشيدگى از کرک پوشيدگى از کرک و پرز پوشيده از موى ريز يا کرک ... در بلوغ بدون کرک و صاف مى ... کرک پر کرک گياهى کرک دار کرک شده کرک صورت پايين کرک هاى روى خار کرک يا پشم شتر کرک يا ابريشم بدون کرک ... داراى مو هاى کرک مانند داراى کرک هاى ريز داراى کرک و ابريشم هاى راست داراى دسته هاى کرک يا پشم دسته ى کرک موها يا کرک هاى نوک تيز موى کرک شده