@کسب@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کسب گفتگو در باره وضع کسب کار و کسب کسب کالا کسب کردن کسب کرده کسب آزاد کسب اجازه مرخصى کسب تکليف کسب حلال کسب دانش کسب مجدد کسب معاش کردن کسب منصفانه کسب موفقيت کردن کسب نيرو به وسيله غذا کسب و تحصيل شده به ... اطلاعات کسب کردن ... بيمارستان براى کسب تخصص به کسب يا شغل پايان دادن دزدکى و محرمانه چيزى کسب کردن شهرت يا مقامى کسب کردن عايدات حاصله از کسب و کار را ... نويسندگى براى کسب معيشت ... انجمن طرفدار کسب نفوذ سياسى ... وسيله کسب معرفت
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}