@کسى@10

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کسى کسى را بى اراده آلت دست کردن کسى را دست انداختن کسى را عزيز خطاب کردن کسى را قربانى ديگران کردن کسى را لو دادن کسى را معيوب کردن کسى هر کجا کسى يا چيزى که بدمد يا بوزد کسى يا چيزى که به ... کسى يا چيزى که به ... کسى يا چيزى که توقف مى کند کسى يا چيزى که طرف توجه باشد کسى يا چيزى که غم مى خورد کسى يا چيزى که متصل ... کسى يا چيزى که مى خشکاند کسى يا چيزى را ننگين کردن ... يا تاکسى يا کسى که گشت مى ... آزادى کسى يا چيزى را خريدن آن کسى که آهسته دنبال کسى رفتن اب کسى رسيدن اثبات اشتباه کسى از راه استدلال ... پوچ را از کسى دور کردن اداى کسى را در آوردن از ارزش و شخصيت کسى کاستن واژه هاى شامل کسى ـ (351) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}