@کسى@11

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کسى از جلو کسى درآمدن استثناء قائل شدن نسبت به کسى اسم کسى را در ليست سياه نوشتن اشتباه کسى را اثبات کردن امتياز ياحق انحصارى به کسى دادن اندام هاى کسى را کشيدن اندام هاى کسى را بريدن با چيز نرمى کسى را زدن يا ... با تپانچه بر بدن کسى زدن با تهديد از کسى چيزى طلبيدن با حرارت عليه کسى صحبت کردن با علامت صليب کسى را برکت دادن باده نوشى به سلامتى کسى بار از دوش کسى برداشتن بازى کننده سهم کسى در نمايش بر کسى نظارت کردن به چه کسى به کسى خنديدن به کسى سر زدن به کسى واگذار کردن به کفل کسى سقلمه زدن به سلامتى کسى باده نوشيدن به سلامتى کسى نوشيدن ... درآوردن گلوله به کسى پرت کردن بهر کسى که واژه هاى شامل کسى ـ (351) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}