@کسى@12

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کسى بى کسى تجاوز به حقوق کسى کردن تقاضاى کسى را انجام ندادن تقسيم مال کسى که بى وصيت ... جاى کسى را گرفتن جلو کسى را گرفتن جيب کسى را کاملاً خالى کردن حريف کسى بودن خلاف ميل کسى رفتار کردن خون کسى را به جوش آوردن در آغوش کسى خوابيدن در امتداد حرکت کسى ... زيرکى از کسى پيش افتادن در دهن کسى را گذاشتن در سختى به کسى کمک کردن در ملازمت کسى بودن در ميان صحبت کسى دويدن درکمين کسى نشستن دست کسى را بستن دست انداختن کسى دست نوازش بر سر کسى کشيدن دست و پاى کسى را بستن دست ياپاى کسى را بريدن دل کسى را بردن دل کسى را به دست آوردن واژه هاى شامل کسى ـ (351) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}