@کسى@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کسى کسى که اسناد و مدارک ... کسى که اشخاص لايق ... کسى که اغراق مى گويد ... کسى که الوار را جمع آورى مى کند کسى که الوار و تير اره مى کند کسى که انگور مى کارد کسى که بچه را از شير مى گيرد کسى که بچه را خواب مى کند کسى که با چوب يا ... کسى که با گلوله ياگوى ... کسى که با اسلحه گرم مى جنگد کسى که با اظهارات ... کسى که با خود حرف مى زند کسى که با شاهين شکار مى کند کسى که با صداى بم آواز مى خواند کسى که باد افشانى مى کند کسى که بازى ديگران ... کسى که بدنش را کج و معوج مى کند کسى که بدون بليط سوار شود کسى که بر مسند قضاوت مى نشيند کسى که براى اداره ... کسى که براى او گواهى ... کسى که براى اولين ... کسى که براى بخشودگى ... کسى که براى تشريح ... واژه هاى شامل کسى ـ (351) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15