@کسى@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کسى کسى که ثروتش از بيليون ... کسى که جسته و گريخته مى خواند کسى که جلسه اى را اداره مى کند کسى که جنس يا مالى ... کسى که حرکت هواپيما ... کسى که حرف کنايه دار ... کسى که خرسند است به ... کسى که خرناس مى کشد کسى که خط مى کشد کسى که خواسته اى نزد ... کسى که خونش مى رود کسى که داراى حقوق مدنى است کسى که داراى فکر آزاد ... کسى که داراى وظايف ... کسى که در پارلمان تبليغ مى کند کسى که در پايان کتابى ... کسى که در پرورش گياهان ... کسى که در کار ديگران ... کسى که در کلاس هاى ... کسى که در انتخاب پادشاه ... کسى که در بار مشروبات ... کسى که در برابر پيکر ... کسى که در بزم شرکت مى کند کسى که در جايى نگاه ... کسى که در خواب راه مى رود واژه هاى شامل کسى ـ (351) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15