@کسى@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کسى کسى که رقص برهنه مى کند کسى که زندگى و دارايى ... کسى که زندگى و شغلش در خشکى است کسى که سرزده يا بدون ... کسى که سرش بوى قرمه سبزى مى دهد کسى که سود مى برد کسى که شکار را رم مى دهد کسى که شام مى خورد کسى که شايعه مى سازد کسى که شب در خواب راه مى رود کسى که شراب را به ... کسى که شرط مى بندد کسى که شعر آهنگ هاى ... کسى که شوخى زننده کند کسى که صداى بم دارد کسى که طرح يا کارى ... کسى که عرق مى کند کسى که عضو اتحاديه کارگرى نيست کسى که عضو حزبى نيست ... کسى که علاقه مفرطى ... کسى که عمداً ايجاد حريق مى کند کسى که عيش ديگران ... کسى که عيش ديگرى را منقص مى کند کسى که فقط از پشت ... کسى که فيلم يا مطالب ... واژه هاى شامل کسى ـ (351) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15