@کش@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کش تصوير کش جامه کش باف حشره کش خاک کش خبر کش خجالت کش خرناس کش خط کش خط کش پهن براى زدن بچه خط کش چليپايى خط کش رياضى خط کش محاسبه خط کش مخصوص ترسيم خطوط موازى خط کش مدرج خط کش معمارى خط کش مهندسى خواهر کش خود کش داروى کنه کش داروى حشره کش داروى موش کش داورهاى ويروس کش دنباله کش ذغال کش رنده کش واژه هاى شامل کش ـ (125) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5