@کش@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کش قارچ کش قرمز شراب کش لوله کش مگس کش ماده کرم کش ماده انگل کش ماده متبلور باکترى کش ماشه کش ماشين کش بافى ماشين خاک کش ماله کش مرده کش مرهم کش منحنى کش منى کش مواد کنه کش موش کش ميکرب کش ميل کش بافى نطفه کش نعش کش نقشه کش وقت کش ويروس کش يدک کش واژه هاى شامل کش ـ (125) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5