@کشت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشت ... تقويت زمين کشت مى شوند کشت کردن کشت دوم ميکروب کشت فرعى کشت ميکرب در آزمايشگاه کشت نشده کشت و زرع کشت و زرع کردن زمين کشت شده زمين زير کشت زمين قابل کشت پيوسته بخانه ... ويروس به علت کشت مکرر در جنين ... ظرف کوچک مخصوص کشت ميکرب قابل کشت قابل کشت و زرع قابليت کشت و زرع محيط کشت