@کشتى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشتى پاروزن عقب کشتى پاروى عقب کشتى پرچم قرنطينه کشتى پروانه کشتى پروانه هواپيما و کشتى و غيره پزشکيار کشتى پناهگاه کشتى پنجره کشتى يا هواپيما پهلوى کشتى پيشکار کارکنان کشتى ... سنگين کردن ته کشتى يا بالون چرخ پره دار متحرک کشتى بخار چرخش ناگهانى کشتى به يک سو چنگک يا قلاب کشتى چوب منحنى شکل متصل به جلو کشتى گزارش سفرنامه کشتى گنجايش کشتى برحسب تن گنداب کشتى ... هنگام حرکت کشتى پس از ... کارگر عرشه کشتى کارخانه کشتى سازى کالاى حمل شده با کشتى ... سبک کردن کشتى بدريا مى ... کرايه کشتى کشتى پارويى يا بادبانى ... واژه هاى شامل کشتى ـ (319) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13