@کشتى@11
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشتى فرمانده کشتى بازرسى فضا کشتى قابل کشتى رانى قابل حمل با کشتى ... پارويى حمل شده در کشتى ... بار کشى از کشتى به ساحل و ... قسمت چپ دکل اصلى کشتى قسمت بلند عقب کشتى قسمت جلو باد کشتى قسمت جلو عرشه کشتى قسمت عقب کشتى قسمت عقب انبار يا ته کشتى قسمت فوقانى و مسطح عقب کشتى قسمت مثلثى شکل بند بدن کشتى ... از عرشه کشتى جنگى مخصوص ... لاشه کشتى لاشه کشتى و هواپيما و غيره لبه بالايى ديوار کشتى لنگر کشتى لنگر سنگين کمر کشتى ... و فروش کالا در کشتى مباشر کشتى مجراى فاضل آب روى عرشه کشتى مجموعه تيريا دکل هاى کشتى مجموعً بادبان هاى کشتى واژه هاى شامل کشتى ـ (319) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13