@کشتى@13
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشتى نوک دکل جلو کشتى نوعى کشتى بربرى نوعى کشتى دو دکلى سبک ... نوعى کشتى يا هواپيما ... که در ته کشتى مى ريزند تا ... ... بارگيرى و باراندازى از کشتى هزينه عبور کشتى از سد بالابر هوا شناسى کشتى واپسين بادبان کشتى دو دکلى واژگون کردن کشتى وابسته به کشتى واقع در کنار کشتى واقع در سمت پناه دار کشتى واقع در سمت راست کشتى واقع درطول کشتى وزنه آهن ته کشتى وسايل بى مصرف کشتى يک ور شدگى کشتى در اثر باد يکى از کارکنان کشتى واژه هاى شامل کشتى ـ (319) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13