@کشتى@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشتى کشتى شکسته شدن کشتى شراعى که دو يا ... کشتى فانوس دار کشتى فضايى کشتى متروکه کشتى محکم کشتى مين گذار کشتى مين جمع کن کشتى نفت کش کشتى هوايى کشتى هوايى آلمانى کشتى يک دکله کشتى يک دکلى عربى کشتى يا تاکسى يا کسى ... کشتى يا هواپيماى مسافرى کشتى يخ شکن کشتى يدک کش کف رينگ بوکس يا کشتى ... مخارج تاکنار کشتى پرداخته شده کنار کشتى کنار يا لبه کشتى کوره کشتى آب ته کشتى آشپزخانه کشتى آلت مين جمع کن کشتى واژه هاى شامل کشتى ـ (319) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13