@کشتى@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشتى آن سوى کشتى که از باد ... اتاق کشتى اتاق آتشخانه کشتى اتاق ديده بانى کشتى اتاق روى عرشه کشتى از کشتى بدريا از کشتى بيرون آوردن از کشتى در آوردن ... فقط عرشه کشتى پيدا است اسب يا کشتى تندرو اطاقک کشتى افسر کشتى ... لنگر طناب هاى کشتى است انتقال به کشتى يا وسيله ... انتهاى تير کشتى که طناب ... انتهاى قسمت عقبى کشتى انحراف کشتى از مسير خود اندکى دور از کشتى ماندن اهرم سکان کشتى بگل نشستن کشتى با کشتى بخار سفر کردن با کشتى حرکت کردن روى ... با کشتى حمل کردن بادبان اصلى کشتى بادبان جلو کشتى واژه هاى شامل کشتى ـ (319) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13