@کشتى@6

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشتى بادبان سه گوش جلو کشتى بادبان عمده دکل جلو کشتى بادبان فوقانى کشتى بار کشتى بازرس کشتى باطناب در زير کشتى کشيدن باعقب کشتى تصادم کردن بالاترين شکوب دکل کشتى بدريا ريزى کالاى کشتى بدنه کشتى ... قايق داخل کشتى بازرگانى بشکه آب عرشه کشتى بصخره خوردن کشتى بندر واقع در مسير کشتى به کشتى يا وسيله نقليه ... به کنار کشتى آمدن به آب انداختن کشتى به طرف چپ کشتى به طرف عقب کشتى به طرف مرکز کشتى به وسيله کشتى حمل شده بهدارى کشتى و دانشکده و غيره تصدى کشتى گذاره تعاقب کشتى فرارى تعميرگاه کشتى واژه هاى شامل کشتى ـ (319) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}