@کشتى@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشتى ... هواپيما يا کشتى به وسيله ... تغيير جهت کشتى تنه کشتى ... يک سوى کشتى آراسته شده تير ته کشتى تير دکل کشتى تير عمودى عقب کشتى تير ميان کشتى تيردگل کشتى و امثال آن حرکت کشتى درجهت باد حق بازرسى کشتى در درياها حق عبور با کشتى گذاره حمال کشتى حمل کمننده کالا با کشتى حوضچه تعمير کشتى حوضچه شناور تعمير کشتى خدمه کشتى خط بار گيرى کشتى خط بر خورد آب با کشتى ... که وقتى کشتى کاملاً بارگيرى ... خط سير کشتى خط شاخص حداکثر وزن بار کشتى خط ميزان و تراز کشتى با سطح آب خوابگاه کشتى دکل کشتى واژه هاى شامل کشتى ـ (319) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13