@کشتى@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشتى دکل جلو و پايين کشتى دکل عقبى کشتى دو دکله داخل کشتى داراى بوى گنداب کشتى در پس کشتى در کشتى در کشتى گذاشتن در کشتى تجارتى مسلح کار کردن در کشتى سوار کردن ... کنار تشک کشتى يا رينگ ... در بالاترين نقطه ى کشتى در سمت راست کشتى در ميان کشتى درزگير کشتى درعقب کشتى ... خودکار هدايت کشتى و هواپيما دسته کشتى هاى اسپانيولى ... افسران يک منطقه يا کشتى دماغه کشتى دنباله کشتى دودکش کشتى ... يا اقليمى کشتى رانى کردن دومين دکل کشتى از عرشه رئيس کشتى ... يا متصدى کشتى که رشوه ... واژه هاى شامل کشتى ـ (319) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13