@کشتى@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشتى دکل جلو و پايين کشتى دکل عقبى کشتى دو دکله داخل کشتى داراى بوى گنداب کشتى در پس کشتى در کشتى در کشتى گذاشتن در کشتى تجارتى مسلح کار کردن در کشتى سوار کردن ... کنار تشک کشتى يا رينگ ... در بالاترين نقطه ى کشتى در سمت راست کشتى در ميان کشتى درزگير کشتى درعقب کشتى ... خودکار هدايت کشتى و هواپيما دسته کشتى هاى اسپانيولى ... افسران يک منطقه يا کشتى دماغه کشتى دنباله کشتى دودکش کشتى ... يا اقليمى کشتى رانى کردن دومين دکل کشتى از عرشه رئيس کشتى ... يا متصدى کشتى که رشوه ... واژه هاى شامل کشتى ـ (319) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}