@کشتى@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشتى راننده کشتى راهنمايى کشتى روز بارگيرى و باراندازى کشتى ... که درعرشه کشتى مى گذارند ... روزنه عرشه کشتى مخصوص پايين ... روى کشتى سکوب بالاى دکل کشتى سکوب قابل حمل و نقل کشتى و غيره سکويى درعرشه کشتى که مورد ... ستمى کشتى سرعت سنج کشتى سفرنامه کشتى سفره خانه افسران کشتى سمت پناه دار کشتى سمت راست کشتى ... با آن عرشه کشتى را مى شويند ... شن در ته کشتى يا بالون ريختن سوار کشتى سوار کشتى شدن سوراخ دماغه کشتى مخصوص عبور ... سوراخ زهکشى ديواره کشتى ... هاى دماغه کشتى که مخصوص ... ... در نوک کشتى نزديک دکل ... شبح کشتى ... امواج را به کشتى گزارش مى دهد واژه هاى شامل کشتى ـ (319) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13