@کشف@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشف ... کار مخصوصى کشف و استخدام ... کشف کردن کشف کننده کشف افکار ديگران کشف اللغات کشف باطن و استعدادهاى ... کشف رمز کشف رمز کردن کشف رمز نمودن کشف شدنى کشف نکردنى کشف نشده کشف نوشته رمزى ... راديويى مطالب رمزى کشف کردن ... اثر چيزى براى کشف جرم ... جمجمه اش در جاوه کشف شده دستگاه کشف دروغ دستگاه الکترونى کشف طوفان زمين کشف نشده شناسايى و کشف خطوط قديمه علاقمندى به کشف و مطالعه غارها غير قابل کشف قابل کشف مامور کشف و دستگيرى تبهکاران من کشف کردم واژه هاى شامل کشف ـ (27) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}