@کشنده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشنده چکى که فقط کشنده چک مى تواند ... کشنده گياهان کشنده بودن کشنده تخم کشنده تصويرهاى مضحک ... کشنده حشرات کشنده حشره موذى کشنده قارچ بداخل کشنده به سوى محور کشنده به طور کشنده بو کشنده تير کشنده جزر فرو کشنده جيص کشنده خرناس کشنده ... يا عامل کشنده جانوران جونده زوزه کشنده ماده کشنده حشرات وابسته به مرگ کشنده