@کشور@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشور کشور سومالى واقع در آفريقا کشور عثمانى کشور غير مستقل کشور ليبريا کشور مصر کشور مغرب کشور نيمروز کشور هلند کشور يونان ... بودن در کشور خارجى اقامت ... اختيار دار کشور اداره کشور به وسيله نيروى پليس از کشور خود راندن افراد کشور ظلمات امپراتورى چند کشور که در ... اهل کشور پرتقال اهل کشور کره اهل کشور آشور اهل کشور اندونزى اهل کشور باستانى گل اهل کشور تايلند اهل کشور تبت اهل کشور ترکيه اهل کشور رومامى اهل کشور سيام واژه هاى شامل کشور ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4