@کشيدن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشيدن پلاتين روى چيزى کشيدن ... رخ ديگران کشيدن ورزش و ... ... دستگاهى که براى کشيدن به کار رود چپق يا سيگار کشيدن چينه کشيدن گرسنگى کشيدن گرو کشيدن گل و بوته کشيدن کار زياد از گرده کشيدن کشيدن بدن کشيدن دندان کشيدن نخ کشيدن و بردن کشيدن يا گذاشتن يا جا دادن کشيدن يا بستن کنار کشيدن آب کشيدن از آب بينى را با صدا بالا کشيدن آب بينى را بالا کشيدن آه کشيدن آه حسرت کشيدن اتاق ويژه سيگار کشيدن اتو کشيدن از کار دست کشيدن از جانوران هم تيره تخم کشيدن واژه هاى شامل کشيدن ـ (167) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}