@کشيدن@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشيدن از غلاف بيرون کشيدن از مسلک خود دست کشيدن از همکارى دست کشيدن استعمال دخانيات کشيدن سيگار و ... انتظار کشيدن انتقام کشيدن اندام هاى کسى را کشيدن با چرخ کشيدن با چرخ يا دستگيره کشيدن با چهارچرخه بار کشيدن با گچ خط کشيدن با کهنه آب چيزى را کشيدن با زحمت از بينى نفس کشيدن با زور کشيدن با زور بيرون کشيدن با صدا نفس کشيدن با صداى بلند نفس کشيدن با مداد کشيدن با ملاقه کشيدن باطناب بدنبال کشيدن باطناب در زير کشتى کشيدن بالا کشيدن بداخل کشيدن بدنبال کشيدن بريده بريده نفس کشيدن واژه هاى شامل کشيدن ـ (167) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}