@کشيدن@6

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشيدن سيگار کشيدن شکنجه کشيدن شب زنده دارى کردن و زحمت کشيدن شيره کسى را کشيدن شيره کشيدن از شيهه کشيدن شيهه کشيدن نيشخند ... که هنگام کشيدن سيم ساز ... طناب کوتاه براى کشيدن چيزى طناب مخصوص کشيدن بادبان کشتى طناب مخصوص يدک کشيدن چيزى طول کشيدن عقب کشيدن ... روى بدن يا سينه کشيدن عمل کشيدن عهده کسى برات کشيدن غريو کشيدن قابل کشيدن قرعه کشيدن قلم کشيدن بر روى ماشه کشيدن ... که براى کشيدن يا بالا ... ماله کشيدن محکم کشيدن مشقت کشيدن واژه هاى شامل کشيدن ـ (167) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}