@کشيش@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشيش کشيش کاتوليک کشيش آمرزنده گناه کشيش ارشد کشيش اعظم کشيش بخش کشيش بزرگ کشيش بودايى کشيش بودن کشيش دهکده کشيش سرپرست کليسا کشيش شاغل و مسئول مجلس روحانى کشيش مابى کشيش ناحيه کشيش يا کاهن يا جادوگر ... بانوى کشيش بخش بخش يا ناحيه قلمرو کشيش کليسا جاى مخصوص کشيش جناب کشيش ... کليسا که به کشيش يا اسقف کمک ... خانه کشيش خانه کشيش بخش دادگاه روحانى که کشيش و غير کشيش ... در خور کشيش يا کاهن درآمد کشيش بخش دستيار کشيش واژه هاى شامل کشيش ـ (40) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}