@کشيش@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشيش ... عرقچين سفيدرنگ کشيش کاتوليک قسمت تراشيده سر کشيش قلمرو کشيش بخش لباس رويى کشيش در عشاء ربانى مانند کشيش يا کاهن محل جلوس کشيش معاون کشيش بخش معاونت کشيش بخش يا دهستان مفر کشيش بخش مقام کشيش مقررى کشيش وابسته به کشيش وابسته به کشيش بودايى وابسته به کشيش يا کاهن وابسته به وزير يا کشيش واژه هاى شامل کشيش ـ (40) : 1 , 2