@کشيشان@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کشيشان ... شکلى که کشيشان بر روى ... پيراهن سفيد و بلند کشيشان کلاه لبه پهن کشيشان انگليس کمر بند اسقفان و کشيشان باشلق يا کلاه مخصوص کشيشان جزو گروه کشيشان پايين درجه ... درخور کشيشان رداى کتانى سفيد و گشاد کشيشان رداى مخصوص کشيشان کاتوليک شبکلاه کشيشان عضو شوراى کشيشان کاتوليک عنوان کشيشان کليساى هلند وابسته به کشيشان ... چهارگوش که کشيشان کليساى کاتوليک ...