@کف@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کف قرار دادن کف دست رو به بالا قسمت کف پا مثل کف صابون مسطح شدن کف پا مشمع کف اتاق مصالح کف سازى ميخ بلند کف کفش فوتباليست ... نوشابه کف آلود هم کف وابسته به کف پا وابسته به کف دست يا کف پا وسعت کف واژه هاى شامل کف ـ (87) : 1 , 2 , 3 , 4