@کفش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کفش پاشنه کش کفش پاشنه کفش زنانه بلند ... پاشنه جوراب يا کفش پوشش روى کفش چرم لايه سرپنجه کفش گل کفش کفش پاک کن کفش پاک کن و مانند آن کفش پوست وزن کفش پوشيدن کفش پوشيده کفش چرخ دار کفش چرمى برقى کفش چوبى کفش چوبى روستائيان اروپا کفش کتانى کفش کن کفش اسکى کفش برفى کفش بلبرينگ دار کفش بى رويه کفش خشن و سنگين کفش دم پايى کفش دمپايى کفش دوز واژه هاى شامل کفش ـ (61) : 1 , 2 , 3