@کفل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کفل کفل اسب کفل انسان کفل ها با دست به کفل زدن بزرگى و فربهى کفل زنان به کفل کسى سقلمه زدن داراى کفل بزرگ داراى کفل تاقچه دار ران و کفل روى کفل افتادن ساختمان دم و کفل شکاف ميان کفل ها هر چيزى شبيه کفل