@کلاه@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کلاه کلاه بردارى کلاه بره کلاه بلند کلاه بلند ابريشمى مخصوص ... کلاه بلند نظامى کلاه تمام لبه کلاه تنگ و چسبان براى خانم ها کلاه تورى کلاه خود کلاه خود کوچک کلاه خود فلزى کلاه خودسبک و باز کلاه دوز زنانه کلاه را از سر برداشتن کلاه زنانه کوچک و بى لبه کلاه زنانه اى که نوک ... کلاه زنانه لبه پهن کلاه سازى کلاه سبدى ايتاليايى کلاه سر گذاشتن کلاه سرکسى گذاشتن کلاه سه ترک کلاه سياه کلاه شيطانى مخصوص دلقک ها کلاه عمامه مانند واژه هاى شامل کلاه ـ (102) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}