@کلاه@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کلاه کلاه فرنگى کلاه فروش کلاه فروش زنانه کلاه قرمز منگوله دار کلاه لبه پهن کشيشان انگليس کلاه لبه پهن اسپانيولى کلاه لبه پهن نمدى ... کلاه لبه پهن و لبه آويخته کلاه مخصوص مواقع توفانى دريا کلاه مردانه استوانه اى کلاه منگوله دار يا دکمه دار کلاه نمدى مردانه کلاه نوک تيز کلاه وکلاى دادگسترى باشلق يا کلاه شنل باشلق يا کلاه مخصوص کشيشان بدون کلاه برف کلاه تاج يا کلاه ... براى لباس و کلاه زنانه به کار ... ... ظريف مخصوص کلاه و تورى ... جعبه کلاه ... مقوايى مخصوص نگاهدارى کلاه جلبک کلاه گرزى و پهن حلقه زرين دور کلاه واژه هاى شامل کلاه ـ (102) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}