@کلاه@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کلاه درخت کلاه پاناما راس کلاه زنى که کلاه زنانه مى دوزد ... وسيله برداشتن کلاه از سر شب کلاه شبيه کلاه خود ... براى ساختن کلاه حصيرى و ... عمارت کلاه فرنگى قسمتى از کلاه خود که پايين ... لبه پيش آمده کلاه لبه آويخته کلاه لبه آويخته کلاه يا سرپوش مشتق از کوشک فارسى کلاه فرنگى نوار چرمى دور کلاه نوار کلاه زنانه نوار دور کلاه نوار لباس يا کلاه نوعى کلاه گرد مردانه ... نوعى کلاه بى لبه زنانه و مردانه نوعى کلاه خود نوعى کلاه زنانه نوعى کلاه شبيه کلاه بره ... نوعى کلاه لبه دار نوعى کلاه نمدى لبه دار يک جور کلاه پوستى واژه هاى شامل کلاه ـ (102) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5