@کلبه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کلبه کلبه اسکيموها کلبه حصيرى مخروطى شکل ... کلبه سرخ پوستان کلبه سقف پوشالى مکزيکى کلبه نشين کلبه نشينى کلبه يا آلونک چوبى کلبه يا اطاقک موقتى کلبه ييلاقى در کلبه زندگى کردن ... اسکاتلندى که کلبه رعيتى دارد زندگى در کلبه