@کلوچه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کلوچه کلوچه پز کلوچه گوشت پيچ کلوچه گوشت دار کلوچه کوچک کلوچه آرد ذرت کلوچه اى که در ميان ... کلوچه تخم مرغى سرخ شده کلوچه ترد کلوچه خشک کلوچه سخت ترش مزه کلوچه فيمه دار کلوچه قيمه دار کلوچه قيمه دار يا ... کلوچه ميوه دار کوچک کلوچه ميوه دارپاى کلوچه يا کيک چاى کلوچه يا نان پخته ... کلوچه ياکيک چاى کماج و کلوچه و مانند آنها فر کلوچه پزى نوعى کلوچه ... شيرينى يا کلوچه که گرماگرم ... ... روى آهن کلوچه پزى سرخ ... يک جور کلوچه يا کماج
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}