@کلوچه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کلوچه کلوچه پز کلوچه گوشت پيچ کلوچه گوشت دار کلوچه کوچک کلوچه آرد ذرت کلوچه اى که در ميان ... کلوچه تخم مرغى سرخ شده کلوچه ترد کلوچه خشک کلوچه سخت ترش مزه کلوچه فيمه دار کلوچه قيمه دار کلوچه قيمه دار يا ... کلوچه ميوه دار کوچک کلوچه ميوه دارپاى کلوچه يا کيک چاى کلوچه يا نان پخته ... کلوچه ياکيک چاى کماج و کلوچه و مانند آنها فر کلوچه پزى نوعى کلوچه ... شيرينى يا کلوچه که گرماگرم ... ... روى آهن کلوچه پزى سرخ ... يک جور کلوچه يا کماج