@کليد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کليد ... پس از کليد موسيقى براى ... کليد پيانو کليد چندين قفل کليد کردن کليد کلون در کليد کنترل کليد کوک کليد کوک سازهاى زهى کليد ارگ کليد بارکنش کليد بستن کليد جستجو کليد جلب توجه کليد جورسازى کليد حفاظت کليد خصوصى کليد دار زندان کليد درخانه کليد رکاب پايى ارگ و پيانو کليد راه اندازى کليد شروع کليد واقعى کليد وظيفه اى کليد يا جا انگلشتى ... با کليد خاموش کردن واژه هاى شامل کليد ـ (44) : 1 , 2