@کليسا@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کليسا کشيش سرپرست کليسا کليسا گرايى کليسا را از آزادى محروم کردن کليسا سالارى کليسا شناسى کليسا يا محراب کليسايى ... اتاق کليسا اتاقک زير کليسا اختلاف و تفرقه در کليسا ارشد کليسا ... ازدواج در کليسا تا کسانى ... اعلان ازدواج در کليسا ايوان غربى کليسا بازويى کليسا بخش يا ناحيه قلمرو کشيش کليسا برج کليسا برج ناقوس کليسا به کليسا رفتن تزيينات آويختنى کليسا تفتيش عقايد مذهبى از طرف کليسا جاى مخصوص خواندن کليسا ... و سرايندگان در کليسا جبهه کليسا ... يا تقدير کليسا يا معبدى جلسه روحانيان کليسا واژه هاى شامل کليسا ـ (75) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}