@کليسا@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه کليسا جناح کليسا ... تقديمى به کليسا براى امور ... حصار کليسا حضار در کليسا حياط کليسا خادم کليسا خادم کليسا که به کشيش ... در کليسا مراسم مذهبى بجا آوردن دربان کليسا دريافت مقررى از کليسا دهى که در آن کليسا نباشد رئيس کليسا يا دانشکده ساختمان بزرگ مانند کليسا سالن کليسا يا ساير سالن ... سرود خوان کليسا ... وسيله سرايندگان کليسا در جواب ... ... جمعى در کليسا مى خوانند سنگاب کليسا سنگاب بزرگ کليسا ... شده از حضار در کليسا شبان کليسا که زن باشد شيخ کليسا صدر کليسا ... آياتى که در کليسا قرائت مى شود طاق نماى مشرف بحياط کليسا واژه هاى شامل کليسا ـ (75) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}